پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۶

وقت آن شد که گل شکفته شود

چشم نرگس ز می غنوده بود

خواهد ابر دونده را گیرد

سرو از بس که در هوا بدود

معتدل شد هوا چنان که ز چرخ

بر چمن باد گرم هم نرود

آتش لاله را همی بیند

زاغ چون هندوان نمی گرود

می زند مرغ نغمه ای که چنان

هر زمانی ز دست می بشود

باد گوش بنفشه می پیچد

که ز بلبل سخن نمی شنود

ساقیا، گر ترا چنین وقتی

گذری بر من اوفتد، چه شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۸از نکو بد نگو نمی آید
  2. شمارهٔ ۹۷۹مدتی شد که یار می ناید
  3. شمارهٔ ۹۸۰شب که بادم ز سوی یار آمد
  4. شمارهٔ ۹۸۱هر کرا خال عنبرین باشد
  5. شمارهٔ ۹۸۲هر که را یاریار می افتد
  6. شمارهٔ ۹۸۳دیده با تو چو هم نظر گردد
  7. شمارهٔ ۹۸۴عاشق از سینه جان برون گیرد
  8. شمارهٔ ۹۸۵با تو در سینه جان نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.