پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۰

شب که بادم ز سوی یار آمد

مست گشتم که بوی یار آمد

بو که بر جان زنده ره از بادم

بو که باد روی یار آمد

آب چشمم دوید از سر جان

پای کوبان به سوی یار آمد

گریه خویش، گریه دگر است

کاب رفته به جوی یار آمد

می کنم یاد و می خورم حسرت

هر چه خوردم ز جوی یار آمد

نیک نبود که بد کنم دل، اگر

بد ز روی نکوی یار آمد؟

خویش را نیز کرد گم خسرو

جستن دل که سوی یار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۲هر که را یاریار می افتد
  2. شمارهٔ ۹۸۳دیده با تو چو هم نظر گردد
  3. شمارهٔ ۹۸۴عاشق از سینه جان برون گیرد
  4. شمارهٔ ۹۸۵با تو در سینه جان نمی‌گنجد
  5. شمارهٔ ۹۸۶شیوه کان ترک ماهرو داند
  6. شمارهٔ ۹۸۷دیده در خون سزای می بیند
  7. شمارهٔ ۹۸۸شحنه غم دواسپه می آید
  8. شمارهٔ ۹۸۹دهنت را نفس نمی بیند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.