پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۱

تو رفته ای و ز تو نامه ای به من نرسد

چگونه قصه دردم به مرد و زن نرسد؟

دلم که می پرد اندر هوای تو مرغی ست

که از وطن برود، باز در وطن نرسد

مرا کشی و نپوشی به عیب من دامن

شهید را چه تفاوت، اگر کفن نرسد

گرفت گریه من دامن تو، مسکین چشم

اگر ز یوسف ما بوی پیرهن نرسد

چنان همی رود اشکم که گر گشایی تیر

به چشم من رسد، اما به اشک من نرسد

بماند در شکن گیسوی تو دل، هشدار

که آتش دل خسرو بدان شکن نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۳زلفت، صنما، تافته چندین چه نشیند؟
  2. شمارهٔ ۱۰۱۴اگر سرو من در چمن جا بگیرد
  3. شمارهٔ ۱۰۱۵به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد
  4. شمارهٔ ۱۰۱۶بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
  5. شمارهٔ ۱۰۱۷هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد
  6. شمارهٔ ۱۰۱۸هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  7. شمارهٔ ۱۰۱۹چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  8. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.