پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۴

اگر سرو من در چمن جا بگیرد

عجب باشد، ار سرو بالا بگیرد

چو شانه کند زلف عنبر فشان را

جهانی بوی عنبرین را بگیرد

به زلفش مدام از پی خون دلها

همه موی او یک دگر را بگیرد

کسی کو گرفتار آن رو شد، او را

دل از جمله روهای زیبا بگیرد

اگر بخت یاری دهد، آید آن مه

شبی با من و جام و صهبا بگیرد

چنان مالم این چشم بر فرق پایش

که این دیده رنگ کف پا بگیرد

به دنبال آن سرو هر روز خسرو

چو باد صبا راه صحرا بگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۶بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
  2. شمارهٔ ۱۰۱۷هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد
  3. شمارهٔ ۱۰۱۸هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  4. شمارهٔ ۱۰۱۹چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  5. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
  6. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
  7. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
  8. شمارهٔ ۱۰۲۳رسید موسم عید و صلای می درداد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.