پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۸

هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد

زلال زندگی بر شاخ خضر آثار می بارد

به روی سبزه های تر که قطره می چکد، گویی

که بر سطح زمرد دانه های نار می بارد

گل سرخ انار از شاخ سبزش چون چکاند خون

تو پنداری که طوطی گوهر از منقار می بارد

خرامان سرو من مست و لطافت می چکد از وی

چه ناز است و کرشمه وه کزان رفتار می بارد

هوای ابر عاشق را غم آرد، آن همه قطره

ز بهر جان عاشق خنجر خونخوار می بارد

اگر غرق عرق رخساره خوبان ندیده ستی

نگه کن قطره های خوش که بر گلزار می بارد

فرشته چون مگس پا بسته می گردد به شیرینی

چو در وصف تو خسرو شکر از گفتار می بارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
  2. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
  3. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
  4. شمارهٔ ۱۰۲۳رسید موسم عید و صلای می درداد
  5. شمارهٔ ۱۰۲۴آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند
  6. شمارهٔ ۱۰۲۵به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند
  7. شمارهٔ ۱۰۲۶باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد
  8. شمارهٔ ۱۰۲۷حد حسنت گر اهل دل بدانند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.