پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۵

به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند

هر آن کسی که بدو این دهند، آن ندهند

چو عشق جان بردت، شکر گوی، کاین دولت

عطیه ایست که کس را به رایگان ندهند

گران رکابی دل برد جمله توسنیم

خوش آن کسان که دل خویش را عنان ندهند

ز دست می نتوان داد خوبرویان را

اگر چه داد دل یار مهربان ندهند

گرت بتی و شرابی ست وقت را خوش دان

که در جهان به کسی عمر جاودان ندهند

بگفتمش که بکش تا بمیرم و برهم

جواب داد که راحت به عاشقان ندهند

چو یار نیست به تسکین خلق نتوان زیست

که دوستان اگرم دل دهند، جان ندهند

چو جان دهم به غمش، در رهش کنیدم خاک

حقیقت است که جایم بر آستان ندهند

زهی حلاوت تیغ از کف نکورویان

اگر به دست رقیبان بدگمان ندهند

چو دل حریف تو شد زینهار، ای ساقی

تنک شراب مرا ساغر گران ندهند

به جور ترک جوانان طریق خسرو نیست

همین بود که ز خون ریزیش امان ندهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۷حد حسنت گر اهل دل بدانند
  2. شمارهٔ ۱۰۲۸خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند
  3. شمارهٔ ۱۰۲۹دل شد ز دست و بر مژه از خون نشان بماند
  4. شمارهٔ ۱۰۳۰عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
  5. شمارهٔ ۱۰۳۱عشاق هر شب از تو به خوناب خفته اند
  6. شمارهٔ ۱۰۳۲غارت عشقت رسید، رخت دل از ما ببرد
  7. شمارهٔ ۱۰۳۳گر چه خوبان ز مه فزون باشند
  8. شمارهٔ ۱۰۳۴یاران که بوده اند ندانم کجا شدند؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.