پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۸

خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند

دو دیده در ره آن سرو گلعذار بماند

شرابها که کشیدم به روی ساقی خویش

برفت از سر و درد سر و خمار بماند

چراش سیر ندیدم که زود گشتم مست

مرا درون دل این داغ یادگار بماند

گر آب خضر خورم درد سر دهد که مرا

به کام لذت مهمان خوش گوار بماند

گذشت آن شب و آن عیش و آن نشاط، ولیک

به یادگار درین سینه فگار بماند

چگونه بر کنم آخر که خاک بر سر من

سری که در ره جولان آن سوار بماند

به یاد پات یکی بوسه یادگار دهم

که جان همی رود و دست و پا ز کار بماند

حدیث اهل نصیحت نگنجدم در دل

که در درونه سخنهای آن نگار بماند

کنون چنان که همی بایدت بکش، ای دوست

که عقل و صبر مرا دست اختیار بماند

مرا ز بخت دلی بود پیش ازین نالان

برفت آن دل و این ناله های زار بماند

غمم بکشت به زاری و هم خوشم، باری

که این فسانه خسرو به گوش یار بماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۰عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
  2. شمارهٔ ۱۰۳۱عشاق هر شب از تو به خوناب خفته اند
  3. شمارهٔ ۱۰۳۲غارت عشقت رسید، رخت دل از ما ببرد
  4. شمارهٔ ۱۰۳۳گر چه خوبان ز مه فزون باشند
  5. شمارهٔ ۱۰۳۴یاران که بوده اند ندانم کجا شدند؟
  6. شمارهٔ ۱۰۳۵آن مست ناز جان جهان که می رود
  7. شمارهٔ ۱۰۳۶ای اهل دل نخست ز جان ترک جان کنید
  8. شمارهٔ ۱۰۳۷ببار باده روشن که صبح روی نمود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.