پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۹

چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید

نسیم از هر طرف صد نافه تاتار بگشاید

نباشد حاجت مطرب حریفان صبوحی را

چو مرغ صبحگاهی ناله های زار بگشاید

خوش آن عاشق که خوابش برده باشد در پس عمری

چو خیزد ناگهان، دیده به روی یار بگشاید

غلام خواب آن شوخم کز آواز خوش ساقی

به صد ناز و کرشمه نرگس بیمار بگشاید

دلت نگشاید، الا با لب و روی بتان، خسرو

دل هر کس، ولی از سبزه گلزار بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
  3. شمارهٔ ۱۰۲۳رسید موسم عید و صلای می درداد
  4. شمارهٔ ۱۰۲۴آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند
  5. شمارهٔ ۱۰۲۵به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند
  6. شمارهٔ ۱۰۲۶باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۲۷حد حسنت گر اهل دل بدانند
  8. شمارهٔ ۱۰۲۸خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.