پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۰

سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد

به کام لاله و سون زلال جان بچکد

روان کن آن می چون آفتاب گرماگرم

چنان که خوی ز بناگوش دوستان بچکد

شراب آب حیات است وجان ما مسرور

که مرده زنده کند چون به خاکدان بچکد

خوشا کشیدن می بر بساط سبزه چو ابر

کشیده باشد و باران یگان یگان بچکد

چنان بر آب خود آید چمن ز ابر بهار

که هر زمان تری از شاخ ارغوان بچکد

به روی نازک گل تیز منگر، ای نرگس

که خون ز رویش ترسم بناگهان بچکد

ز شاخ سبزه چنان آب می چکد ز تری

که در ز خانه خسرو به هر زمان بچکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
  2. شمارهٔ ۱۰۲۳رسید موسم عید و صلای می درداد
  3. شمارهٔ ۱۰۲۴آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند
  4. شمارهٔ ۱۰۲۵به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند
  5. شمارهٔ ۱۰۲۶باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد
  6. شمارهٔ ۱۰۲۷حد حسنت گر اهل دل بدانند
  7. شمارهٔ ۱۰۲۸خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند
  8. شمارهٔ ۱۰۲۹دل شد ز دست و بر مژه از خون نشان بماند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.