پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۳

رسید موسم عید و صلای می درداد

پیاله بر کف خوبان ماه پیکر داد

میی که ساقی رعنا ز خون مستان خورد

چه خوابها که بدان غمزه های کافر داد

مگر بر آب خود آیم ز خشکی روزه

دو سه پیاله بباید مرا سراسر داد

بسان نیمه بیضه ز جام نقره تمام

که نقل مجلس مستان بط و کبوتر داد

خضر بریخت به ساغر ز می که آب حیات

پس آن گهی به کف ثانی سکندر داد

بر آستانش، خسرو، نثار موسم عید

به وزن شعر همه برکشیده گوهر داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۵به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند
  2. شمارهٔ ۱۰۲۶باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد
  3. شمارهٔ ۱۰۲۷حد حسنت گر اهل دل بدانند
  4. شمارهٔ ۱۰۲۸خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند
  5. شمارهٔ ۱۰۲۹دل شد ز دست و بر مژه از خون نشان بماند
  6. شمارهٔ ۱۰۳۰عشاق دل غمزده را شاد نخواهند
  7. شمارهٔ ۱۰۳۱عشاق هر شب از تو به خوناب خفته اند
  8. شمارهٔ ۱۰۳۲غارت عشقت رسید، رخت دل از ما ببرد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.