پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۶

بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد

زجام لاله بلبل مست گشت و در فغان آمد

شرابی خورد غنچه از هوای ابر در پرده

صبا ناگه لبش بوسید و بویش در دهان آمد

میان غنچه و گل از پی زر بود اشکالی

گشاد آن عقده مشکل، صبا چون در میان آمد

نفیر بلبلان نگذاشت خوردن چشم نرگس را

شبی گر خواب اندر دیده آن ناتوان آمد

اگر چه سرو را بادی ست در سر هم به پیش گل

قیامی می کند کآزادگی را این نشان آمد

اگر چه بوستان بر رو زمانی خوب شد از گل

به روی خوش به روی خویش آخر چون توان آمد

الا، ای ماه خرگاهی که ماندی در پس پرده

برون آی و تماشا کن که گل در بوستان آمد

گلستانی ست خاک آستانت از رخ خوبان

که مرغ آن گلستان خسرو سحرالبیان مد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۸هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  2. شمارهٔ ۱۰۱۹چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  3. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
  4. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
  5. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
  6. شمارهٔ ۱۰۲۳رسید موسم عید و صلای می درداد
  7. شمارهٔ ۱۰۲۴آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۰۲۵به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.