پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۵

به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد

بسا دلهای مسکینان کزان زلف دو تاه افتد

گل اندر خوابگاه نرگس افتد گر وزد بویت

ولیکن عشق بازان را خسک در خوابگاه افتد

تو می رو مست و غلتان، کو هزاران توبه باطل شو

چه غم دارد ازان شاهد که زاهد در گناه افتد؟

ز چشمت کاروان صبر من تاراج کافر شد

مسلمانان، کسی دیده ست کاندر شهر راه افتد؟

تو جولان می زنی و طالبان چون گرد دنبالت

مبادا کان عنان در دست مست او مخواه افتد

سرم خاک ره سروی که چون بینند بالایش

کلاه افتد ز سر بر خاک و سر پیش کلاه افتد

هوس دارد که در پایت سراندازی کند خسرو

ولیکن کسی گدا را راه پیش پادشاه افتد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۷هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد
  2. شمارهٔ ۱۰۱۸هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  3. شمارهٔ ۱۰۱۹چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  4. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
  5. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
  6. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
  7. شمارهٔ ۱۰۲۳رسید موسم عید و صلای می درداد
  8. شمارهٔ ۱۰۲۴آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.