پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۳

زلفت، صنما، تافته چندین چه نشیند؟

وان چشم تو با ابروی پرچین چه نشیند؟

پروین چو به رخسار تو هر صبح بخندد

تا بر دل خورشید ز پروین چه نشیند؟

گر نیشکر از دست تو بر خاک نشسته ست

این دیده بر آن قامت شیرین چه نشیند؟

ور تیره نخواهد دل من حالت خود را

با گیسوی مشکین تو چندین چه نشیند؟

ور مشورت ریختن خون کسی نیست

خط تو به آن طره مشکین چه نشیند؟

چون وصل تو ما را ندهد دست به بالین

چندین غم تو بر سر بالین چه نشیند؟

تو شاد بزی، گر بر خسرو ننشستی

از همچو تویی بر من مسکین چه نشیند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۵به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد
  2. شمارهٔ ۱۰۱۶بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
  3. شمارهٔ ۱۰۱۷هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد
  4. شمارهٔ ۱۰۱۸هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  5. شمارهٔ ۱۰۱۹چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  6. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
  7. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
  8. شمارهٔ ۱۰۲۲دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.