پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۲

از اشک من به کویت جز سرخ گل نروید

زان گل که بویت آید، میرد کسی که بوید

جایی که از لب تو باران بوسه بارد

دل غنچه غنچه خیزد، جان خوشه خوشه روید

چشمم که خورد خونم، از بس که خون گرفتش

خود ریخت خون خود را بی آنکه کس نجوید

جانم فداش، چون او خود را به خشم سازد

با جمله در حکایت با من سخن نگوید

زین غم که از جدایی خسرو به سینه دارد

شاید که بر تن او هر موی او بموید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۴اگر سرو من در چمن جا بگیرد
  2. شمارهٔ ۱۰۱۵به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد
  3. شمارهٔ ۱۰۱۶بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
  4. شمارهٔ ۱۰۱۷هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد
  5. شمارهٔ ۱۰۱۸هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  6. شمارهٔ ۱۰۱۹چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  7. شمارهٔ ۱۰۲۰سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد
  8. شمارهٔ ۱۰۲۱هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.