پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۳

دلبرم بی وفاست، چتوان کرد

میل او با جفاست، چتوان کرد

چون دل پادشاه کشور حسن

فارغ از هر گداست، چتوان کرد

ماجراها میان حسن و وفاست

حسن دور از وفاست، چتوان کرد؟

دلبر بیوفای عهد شکن

چون نه بر عهد ماست، چتوان کرد؟

از غمت جان به لب رسید مرا

چون ترا این رضاست، چتوان کرد؟

آن بت سست عهد سخت کمال

ظلم پیشش رواست، چتوان کرد؟

چون هنوز آن نگار شهر آشوب

بر سر ماجراست، چتوان کرد؟

دل به شوخی ربود از دستم

دلبر دلرباست، چتوان کرد؟

کلی اختیار تو خسرو

چون به دست قضاست، چتوان کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۵آنچه یک چند آب حیوان کرد
  2. شمارهٔ ۹۹۶دل بدین و بدو نخواهم داد
  3. شمارهٔ ۹۹۷دل با درد را کجا یابند؟
  4. شمارهٔ ۹۹۸شکن زلف باز خواهی کرد
  5. شمارهٔ ۹۹۹مناز، ای بت چین، که چین هم نماند
  6. شمارهٔ ۱۰۰۰اگر دلبری چون تو جایی برآید
  7. شمارهٔ ۱۰۰۱چو آن شوخ شب در دل زار گردد
  8. شمارهٔ ۱۰۰۲بدان دلفریبی که گیتی نماید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.