پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۰

اگر دلبری چون تو جایی برآید

به هر جا که شنید بلایی برآید

قد تست چون در گلستان در آیی

اگر سروی اندر قبایی برآید

برآید به هر جا گل، اما چو رویت

به نزدیک ما دور جایی برآید

به کوی تو هر سال از خون خلقی

زهر سبزه مردم گیایی بر آید

رسد ناله من ز پیشت به جایی

که از هفت گنبد صدایی برآید

عنایت کن اندر حق بنده خسرو

مگر از تو کار گدایی برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۲بدان دلفریبی که گیتی نماید
  2. شمارهٔ ۱۰۰۳بر آن است جانم که ناگه برآید
  3. شمارهٔ ۱۰۰۴ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟
  4. شمارهٔ ۱۰۰۵خوش آن شب که چشمم بر آن نای بود
  5. شمارهٔ ۱۰۰۶تو گر خویشتن را بخواهی نمود
  6. شمارهٔ ۱۰۰۷دو چشمت که تیر بلا می زند
  7. شمارهٔ ۱۰۰۸لبش در شکر خنده جان می برد
  8. شمارهٔ ۱۰۰۹دل از بند زلفت رها کی شود؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.