پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۷

دو چشمت که تیر بلا می زند

چنان تیر بهر چرا می زند؟

کمان جانب دیگری می کشد

ولی تیر بر جان ما می زند

زهی دیده کز شوخی و چابکی

کجا می نماید، کجا می زند؟

دو زلف تو از پشتی روی او

شب تیره را در قفا می زند

به هنگام رفتار بالای تو

تگ کبک را زاغ پا می زند

چو بوی ترا در چمن می برد

نسیم بهار از صبا می زند

نوا می زند بلبل از راه عشق

ولی راه این بینوا می زند

مریز آب خسرو همین غم بس است

که آتش درین مبتلا می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۹دل از بند زلفت رها کی شود؟
  2. شمارهٔ ۱۰۱۰شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
  3. شمارهٔ ۱۰۱۱تو رفته ای و ز تو نامه ای به من نرسد
  4. شمارهٔ ۱۰۱۲از اشک من به کویت جز سرخ گل نروید
  5. شمارهٔ ۱۰۱۳زلفت، صنما، تافته چندین چه نشیند؟
  6. شمارهٔ ۱۰۱۴اگر سرو من در چمن جا بگیرد
  7. شمارهٔ ۱۰۱۵به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد
  8. شمارهٔ ۱۰۱۶بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.