پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۳

بر آن است جانم که ناگه برآید

چو از بهر یک دیدنت می نپاید

مزن غمزه چون من ز هجران بمردم

که کس تیغ بر کشتگان نازماید

ازان دیده بر خاک پای تو سایم

که زنگار اشکم ز راهت زداید

دلت در قبا راست کاری نداند

چو کج باشد آیینه رو کج نماید

اگر در وفاهای وعده بخیلی

جوانمردی عشق چندین نشاید

مگو، خسروا، «ترک دلبند خودگیر»

دلم با دگر کس کجا می گشاید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۵خوش آن شب که چشمم بر آن نای بود
  2. شمارهٔ ۱۰۰۶تو گر خویشتن را بخواهی نمود
  3. شمارهٔ ۱۰۰۷دو چشمت که تیر بلا می زند
  4. شمارهٔ ۱۰۰۸لبش در شکر خنده جان می برد
  5. شمارهٔ ۱۰۰۹دل از بند زلفت رها کی شود؟
  6. شمارهٔ ۱۰۱۰شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
  7. شمارهٔ ۱۰۱۱تو رفته ای و ز تو نامه ای به من نرسد
  8. شمارهٔ ۱۰۱۲از اشک من به کویت جز سرخ گل نروید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.