پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۱

خم زلفت که مشک چین آمد

با گل و لاله همنشین آمد

لب لعل تو کان پر از گهر است

خاتم حسن را نگین آمد

کوه را سایه دار نتوان کرد

جز دو زلفت که بر سرین آمد

گرچه گل ناز می کند بر شاخ

نه چو روی تو نازنین آمد

ای که پیکان تیز غمزه تو

تشنه خون حور عین آمد

صورت این کن که چین ابرویت

صورت حسن را چو چین آمد

بگزیدم لبت که خون آید

خون برون نامد، انگبین آمد

از شب زلف تو برست دلم

گشت روشن که خسرو این آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۳دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
  2. شمارهٔ ۹۹۴با رخت شب چراغ نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۹۹۵آنچه یک چند آب حیوان کرد
  4. شمارهٔ ۹۹۶دل بدین و بدو نخواهم داد
  5. شمارهٔ ۹۹۷دل با درد را کجا یابند؟
  6. شمارهٔ ۹۹۸شکن زلف باز خواهی کرد
  7. شمارهٔ ۹۹۹مناز، ای بت چین، که چین هم نماند
  8. شمارهٔ ۱۰۰۰اگر دلبری چون تو جایی برآید
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.