پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۳

هر که دل با غم تو یار کند

تیغ را بر سر اختیار کند

هر کسی را محل کجا که قدم

در ره عشق استوار کند

چون تو برقع برافگنی، ایام

صحن آفاق پر نگار کند

ور به جولان در آری اشهب حسن

چشم خورشید پر غبار کند

کز وصال تو تا به صد فرسنگ

غم ز نزدیک من فرار کند

بس ز لعل تو بوسه ها دزدد

بر رکاب تو تا نثار کند

اندران آرزوست خسرو نیز

که شبی بر درت قرار کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۵از دهانت سخن به کام رسد
  2. شمارهٔ ۹۷۶وقت آن شد که گل شکفته شود
  3. شمارهٔ ۹۷۷لب لعل تو جز به جان نبرد
  4. شمارهٔ ۹۷۸از نکو بد نگو نمی آید
  5. شمارهٔ ۹۷۹مدتی شد که یار می ناید
  6. شمارهٔ ۹۸۰شب که بادم ز سوی یار آمد
  7. شمارهٔ ۹۸۱هر کرا خال عنبرین باشد
  8. شمارهٔ ۹۸۲هر که را یاریار می افتد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.