پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

رباعیات

۱۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ از زلف تو سودائی و شیدا دل ما
  2. شمارهٔ ۲ ای خیل غمت برده به یغما دل ما
  3. شمارهٔ ۳ ای روز جهان‌تاب تو همسایهٔ شب
  4. شمارهٔ ۴ تا مایهٔ سودای تو سرمایهٔ ماست
  5. شمارهٔ ۵ یاری اگرت تیغ زند راحت ماست
  6. شمارهٔ ۶ بر گردش چرخ چون نمی‌باشد دست
  7. شمارهٔ ۷ آن لعل که گنج شایگان‌ست کجاست؟
  8. شمارهٔ ۸ زین‌سان که به زیر پای غم گشتم پست
  9. شمارهٔ ۹ اکنون که ز سبزه آسمانی شد دشت
  10. شمارهٔ ۱۰ چون خسرو گل به جای جمشید نشست
  11. شمارهٔ ۱۱ نرگس که مدام خوش‌دل و سرمست است
  12. شمارهٔ ۱۲ مه ذره‌ای از مهر رخ مهوش ماست
  13. شمارهٔ ۱۳ گر سرو سهی به قد او ماند راست
  14. شمارهٔ ۱۴ ای آن که شبت جیب ثریا بگرفت
  15. شمارهٔ ۱۵ ای چشم تو مخمور و من از چشم تو مست
  16. شمارهٔ ۱۶ هر چند که یک موی نَیرزم بر دوست
  17. شمارهٔ ۱۷ بر خاک درت غم‌ست کو محرم ماست
  18. شمارهٔ ۱۸ چون زلف تو بر مه سر چوگان بشکست
  19. شمارهٔ ۱۹ ای سرو سهی که قد و بالات خوش‌ست
  20. شمارهٔ ۲۰ می‌گفت مگر ملامت از ما بگرفت
  21. شمارهٔ ۲۱ از چشم تو هر که مِی‌پرستی آموخت
  22. شمارهٔ ۲۲ رو نیست شو ای خواجه که هستت خوانند
  23. شمارهٔ ۲۳ با اشک و رخ ار سیم و زرت گردانند
  24. شمارهٔ ۲۴ آن کو به سوی کعبه مرا راه نمود
  25. شمارهٔ ۲۵ گر یار نه آن بود که ره می‌پیمود
  26. شمارهٔ ۲۶ دیدیم که در کعبه به جز یار نبود
  27. شمارهٔ ۲۷ آن‌ها که دوای دل افگار کنند
  28. شمارهٔ ۲۸ مستان چو هوای در میخانه کنند
  29. شمارهٔ ۲۹ هر کو لب جام لا یزالی بوسد
  30. شمارهٔ ۳۰ ای آنک دل از مهر رخت جان نبرد
  31. شمارهٔ ۳۱ آن یار که درد از دل ما می‌چیند
  32. شمارهٔ ۳۲ از دیدهٔ من چو دم‌به‌دم خون آید
  33. شمارهٔ ۳۳ در ماتم من مرغ صراحی موید
  34. شمارهٔ ۳۴ مخمورم و از کسی شرابم نرسید
  35. شمارهٔ ۳۵ نرگس بنگر نشسته در سایهٔ بید
  36. شمارهٔ ۳۶ چون گل‌رخ ما پرده ز عارض بگشاد
  37. شمارهٔ ۳۷ چون باد صبا زرویت آگاهی داد
  38. شمارهٔ ۳۸ مانند رخت صبا هر آن لاله که دید
  39. شمارهٔ ۳۹ شب هندوی آن طرهٔ مه‌فرسا شد
  40. شمارهٔ ۴۰ چشمم که مدام آن حسرت بارد
  41. شمارهٔ ۴۱ چون طره ز پای یار سر برگیرد
  42. شمارهٔ ۴۲ هر دم ز دلم آتش عشق افروزد
  43. شمارهٔ ۴۳ هر آه که از دلم بدر می‌آید
  44. شمارهٔ ۴۴ کس نیست که در درد و غمم می‌پرسد
  45. شمارهٔ ۴۵ ای کرده دلم به چین گیسو در بند
  46. شمارهٔ ۴۶ لعل تو به خاتم سلیمان بخرند
  47. شمارهٔ ۴۷ مگذار که هر کس خط و خالت بیند
  48. شمارهٔ ۴۸ چون شاهد مه غره غرّا بنمود
  49. شمارهٔ ۴۹ هر کس که دلش ز عشق فرسوده شود
  50. شمارهٔ ۵۰ آن شب که ز زلفت گرهم بگشاید
  51. شمارهٔ ۵۱ چون سوز غم تو از جهان برخیزد
  52. شمارهٔ ۵۲ چشمم که ز خون، رخم منقش بیند
  53. شمارهٔ ۵۳ مقبول تو عمر جاودانی یابد
  54. شمارهٔ ۵۴ چون عکس تو بر جهان جان می‌افتد
  55. شمارهٔ ۵۵ در چشم رخت مهِ فلک میل کشید
  56. شمارهٔ ۵۶ آنکش غم عشق دل‌نوازی نکند
  57. شمارهٔ ۵۷ ماهی که نبات از شکر آورد پدید
  58. شمارهٔ ۵۸ چشمم چو بر آن قامت رعنا افتد
  59. شمارهٔ ۵۹ از لوح غمت نام و نشانم نرود
  60. شمارهٔ ۶۰ گر خلد برین در نظرم خواهد بود

متن اشعار به نقل از گنجور.