پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ از یک جنسند گرچه نیک و بد ناس
  2. شمارهٔ ۴۲۲ احوال زمانه از ستم‌کیشان پرس
  3. شمارهٔ ۴۲۳ با عقل به اندازه روی مایل باش
  4. شمارهٔ ۴۲۴ بی لخت جگر چو لاله در راغ مباش
  5. شمارهٔ ۴۲۵ آن غنچه که کار با صبا افتادش
  6. شمارهٔ ۴۲۶ هرکس که به گلشن وجود آرندش
  7. شمارهٔ ۴۲۷ دل عقده چرخ تا گشود، افکندش
  8. شمارهٔ ۴۲۸ آن کس که به معصیت فرو رفته سرش
  9. شمارهٔ ۴۲۹ گردون که ندانی سبب خیر و شرش
  10. شمارهٔ ۴۳۰ این یا رب گرمی که تو داری پاسش
  11. شمارهٔ ۴۳۱ این خانه که سقف باشد از افلاکش
  12. شمارهٔ ۴۳۲ خورشید که از پی بروند افلاکش
  13. شمارهٔ ۴۳۳ در سینه تنگ من وطن ساخت غمش
  14. شمارهٔ ۴۳۴ آن را که بود رگی ز غیرت به تنش
  15. شمارهٔ ۴۳۵ ای فیض ازل با نفست دوشادوش
  16. شمارهٔ ۴۳۶ دارد به من اتحاد، یار از من بیش
  17. شمارهٔ ۴۳۷ با آن که زدی بر جگرم صد جا نیش
  18. شمارهٔ ۴۳۸ صبحم، نیم از شکفته طبعی درویش
  19. شمارهٔ ۴۳۹ از فیض جنون، عقل برد کار ز پیش
  20. شمارهٔ ۴۴۰ گردون که ز هم نمی‌فتد اجزایش
  21. شمارهٔ ۴۴۱ عشق ارچه بود ز بود، نابودش بیش
  22. شمارهٔ ۴۴۲ هست از بن هر موی، مرا بر تن خویش
  23. شمارهٔ ۴۴۳ دارم به دو دست خویش دایم تن خویش
  24. شمارهٔ ۴۴۴ خون شد دلم از شنیدن نام وداع
  25. شمارهٔ ۴۴۵ پیدا بود از اشک فروهشته شمع
  26. شمارهٔ ۴۴۶ بی گریه، بود دیده چو بی باده ایاغ
  27. شمارهٔ ۴۴۷ زنهار دم سرد مده سر به چراغ
  28. شمارهٔ ۴۴۸ از ماه، چه نور چشم داری در میغ؟
  29. شمارهٔ ۴۴۹ ای عمر گرامی به ریا کرده تلف
  30. شمارهٔ ۴۵۰ ای باطن تو چو ظاهر آینه صاف
  31. شمارهٔ ۴۵۱ خوش نیست حقیقت و مجاز از هم پاک
  32. شمارهٔ ۴۵۲ بس تجربه کردیم درین عالم خاک
  33. شمارهٔ ۴۵۳ آن را که رسد کدورتی از افلاک
  34. شمارهٔ ۴۵۴ تا این کهن آسیا نکرده‌ست درنگ
  35. شمارهٔ ۴۵۵ آید دل صاف‌طینتان زود به چنگ
  36. شمارهٔ ۴۵۶ بی روی تو زد غبار در چشمم چنگ
  37. شمارهٔ ۴۵۷ زد قافله‌سالار، پی کوچ، دهل
  38. شمارهٔ ۴۵۸ چنندان که زند طعنه طعنش بر دل
  39. شمارهٔ ۴۵۹ هنگامه اهل وجد می‌باید و حال
  40. شمارهٔ ۴۶۰ از گل نگرفته‌ام سراغ از ته دل
  41. شمارهٔ ۴۶۱ پرهیز کن از راهنمایان فضول
  42. شمارهٔ ۴۶۲ آن کس که کند معرفت حق تحصیل
  43. شمارهٔ ۴۶۳ از بس که فسرد از نفس سرد، تنم
  44. شمارهٔ ۴۶۴ از مهره گردون نکشید آن که ستم
  45. شمارهٔ ۴۶۵ هر کثرت و وحدت که دهد دست به هم
  46. شمارهٔ ۴۶۶ فارغ شده‌ام ز ننگ و آسوده ز نام
  47. شمارهٔ ۴۶۷ مگذار کُمیت فهم را سست لجام
  48. شمارهٔ ۴۶۸ از مژده خویش پیشتر نه دو سه گام
  49. شمارهٔ ۴۶۹ از گریه نکرد ضعف در دیده مقام
  50. شمارهٔ ۴۷۰ چندی ز خرد، پختگی اندوخته‌ام
  51. شمارهٔ ۴۷۱ هر دم نتوان کرد به جامی مستم
  52. شمارهٔ ۴۷۲ چون صید اگر به دام صیاد افتم
  53. شمارهٔ ۴۷۳ زان روز که از مادر گیتی زادم
  54. شمارهٔ ۴۷۴ آن شوخ که دل به جلوه او دادم
  55. شمارهٔ ۴۷۵ هر سو که مهیای سفر می‌گردم
  56. شمارهٔ ۴۷۶ یک چند به فسق و معصیت یار شدم
  57. شمارهٔ ۴۷۷ در عشق، به جز زیان ندارد سودم
  58. شمارهٔ ۴۷۸ نی شکر ز جان، نه شکوه از تن دارم
  59. شمارهٔ ۴۷۹ با عشق، ز دل نهفته رازی دارم
  60. شمارهٔ ۴۸۰ از مرغ چمن، به گل سزاوارترم

متن اشعار به نقل از گنجور.