پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ با آن که گذشت در نقاب از نظرم
  2. شمارهٔ ۴۸۲ در وصل تو دیده بر زمین می‌دوزم
  3. شمارهٔ ۴۸۳ از خاک درت گر چو صبا برخیزم
  4. شمارهٔ ۴۸۴ شب‌ها که ز هجر، آب گردد نفسم
  5. شمارهٔ ۴۸۵ گردون زند از کین تو هر صبحی دم
  6. شمارهٔ ۴۸۶ در عشق به آن بهانه جو نزدیکم
  7. شمارهٔ ۴۸۷ چون آینه، گر به ساده‌لوحی مثلم
  8. شمارهٔ ۴۸۸ خود کرد به لطف اگرچه اول رامم
  9. شمارهٔ ۴۸۹ هرچند نواسنج قدیم چمنم
  10. شمارهٔ ۴۹۰ گفتی که لب آلوده به می چند کنم
  11. شمارهٔ ۴۹۱ از خوف، گهی خاطر خود ریش کنم
  12. شمارهٔ ۴۹۲ از حق، طلب دل حق‌اندیش کنم
  13. شمارهٔ ۴۹۳ خواهم ز گذشته‌ها روایت نکنم
  14. شمارهٔ ۴۹۴ قدسی هوس کام‌پرستی نکنم
  15. شمارهٔ ۴۹۵ هر روز، سرشک چشم طوفان‌زایم
  16. شمارهٔ ۴۹۶ قدسی من و بخت اگرچه توام بودیم
  17. شمارهٔ ۴۹۷ دل پیش تو ای دلبر کاشی داریم
  18. شمارهٔ ۴۹۸ تا یار شدی به رغم من با دشمن
  19. شمارهٔ ۴۹۹ الفاظ لباس است و معانی چو بدن
  20. شمارهٔ ۵۰۰ تا راز دلت ز دل نیاید به زبان
  21. شمارهٔ ۵۰۱ در باب وجودت ای خداوند جهان
  22. شمارهٔ ۵۰۲ تا هست به جا دایره کون و مکان
  23. شمارهٔ ۵۰۳ بی راهبری که سوزدش بهر تو جان
  24. شمارهٔ ۵۰۴ هرچند که رحمت است کار رحمان
  25. شمارهٔ ۵۰۵ جایی که بود پای محبت به میان
  26. شمارهٔ ۵۰۶ بی‌واسطه در مجلس ابنای زمان
  27. شمارهٔ ۵۰۷ زنهار مرو به گله خاموشان
  28. شمارهٔ ۵۰۸ شاهنشهی است خدمت درویشان
  29. شمارهٔ ۵۰۹ عقل آمد و دل در اضطراب است همان
  30. شمارهٔ ۵۱۰ ای باخبر از حقیقت کون و مکان
  31. شمارهٔ ۵۱۱ آن صفحه که بایدش سراپا شستن
  32. شمارهٔ ۵۱۲ تا کی دنبال نفس سرکش رفتن
  33. شمارهٔ ۵۱۳ ای نفس، بس است این همه عصیان‌کردن
  34. شمارهٔ ۵۱۴ تا کی سخن معرفت انشا کردن؟
  35. شمارهٔ ۵۱۵ آزرده چو خاطرت ز با ما بودن
  36. شمارهٔ ۵۱۶ در عشق تو دل به شرم خواهد بودن
  37. شمارهٔ ۵۱۷ از نامه رسی پیش، چه خواهد بودن
  38. شمارهٔ ۵۱۸ دلگیر مشو ز شهر یا ده بودن
  39. شمارهٔ ۵۱۹ چون غنچه خراب گردم از خندیدن
  40. شمارهٔ ۵۲۰ از کس نبود کدورتم در باطن
  41. شمارهٔ ۵۲۱ ای نفس، به بندگی سری پیدا کن
  42. شمارهٔ ۵۲۲ از عشق حقیقی، اثری پیدا کن
  43. شمارهٔ ۵۲۳ چون باد بگرد و گلشنی پیدا کن
  44. شمارهٔ ۵۲۴ از خلق جهان، کناره‌ای ساز وطن
  45. شمارهٔ ۵۲۵ شد شهره شهر باده‌پیمایی من
  46. شمارهٔ ۵۲۶ گر عارض دلبرم بود گندم‌گون
  47. شمارهٔ ۵۲۷ از دل نرود آه غم‌آلود برون
  48. شمارهٔ ۵۲۸ هرچند جهد برق حوادث ز کمین
  49. شمارهٔ ۵۲۹ باشد ز تو دوست‌تر به تو چرخ برین
  50. شمارهٔ ۵۳۰ زلفی شده قید من، نه زنجیرست این
  51. شمارهٔ ۵۳۱ هر فعل که از تو در شمارست، ببین
  52. شمارهٔ ۵۳۲ عمری ز پی دوست نمودم تک و دو
  53. شمارهٔ ۵۳۳ اوراد من است داستان غم تو
  54. شمارهٔ ۵۳۴ زاهد، تا چند زرق و خودکامی تو؟
  55. شمارهٔ ۵۳۵ در بزم شهود، ذکر می‌گویی تو
  56. شمارهٔ ۵۳۶ گر دلشده‌ای، جان غم‌اندوزت کو؟
  57. شمارهٔ ۵۳۷ در بزم جهان، شمع شب‌افروزی کو؟
  58. شمارهٔ ۵۳۸ ای عمر به رفتن چه شتاب است بگو
  59. شمارهٔ ۵۳۹ ای بی‌جگر، آواز کمانم مشنو
  60. شمارهٔ ۵۴۰ بر ماه کنم گر ز سر شوق، نگاه

متن اشعار به نقل از گنجور.