پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۵۴۱ قدسی تا کی آه کشم از دل، آه
  2. شمارهٔ ۵۴۲ بی‌برگان را به صد هنر، بی زر و جاه
  3. شمارهٔ ۵۴۳ مشتاق جمال را چه بیگاه و چه گاه
  4. شمارهٔ ۵۴۴ کرد از ره راست چون رسولت آگاه
  5. شمارهٔ ۵۴۵ جز گفت و شنود زینت هوش مخواه
  6. شمارهٔ ۵۴۶ در دهر ز هر انجمنی خلوت به
  7. شمارهٔ ۵۴۷ دل از سر کوی یار برخاسته به
  8. شمارهٔ ۵۴۸ هر ذره غمت ز عالمی شادی به
  9. شمارهٔ ۵۴۹ با مردم روزگار، کم‌جوشی به
  10. شمارهٔ ۵۵۰ آن کز پی عارفان دین برگشته
  11. شمارهٔ ۵۵۱ چون مهرش اگر بود سپر در پنجه
  12. شمارهٔ ۵۵۲ آوازه من به هند و روم افتاده
  13. شمارهٔ ۵۵۳ بر روی تو چرخ دست رد ننهاده
  14. شمارهٔ ۵۵۴ حیرت، تپش از جام خرابم برده
  15. شمارهٔ ۵۵۵ هستی چمن جان و چمن در پرده
  16. شمارهٔ ۵۵۶ عشقت که به شعله راه پروانه زده
  17. شمارهٔ ۵۵۷ عشقت ره دیوانه و فرزانه زده
  18. شمارهٔ ۵۵۸ کی دل شود از هوای خود شرمنده
  19. شمارهٔ ۵۵۹ فریاد ز دست صبر نافرموده
  20. شمارهٔ ۵۶۰ ای همچو خرد در همه فن سنجیده
  21. شمارهٔ ۵۶۱ در غربتم استخوان چو نی نالیده
  22. شمارهٔ ۵۶۲ در عشق، چه دل‌هاست کباب از شعله
  23. شمارهٔ ۵۶۳ هرگز نشدم جرعه‌کش از جام گله
  24. شمارهٔ ۵۶۴ از خلق جهان، چه نیک و بد، یک قلمه
  25. شمارهٔ ۵۶۵ ای ذکر تو مقصود ز گفتار همه
  26. شمارهٔ ۵۶۶ شادم به دل خراب در ویرانه
  27. شمارهٔ ۵۶۷ دیوانه رهد ز رنج در ویرانه
  28. شمارهٔ ۵۶۸ از گردش و سیر فلک حادثه‌زای
  29. شمارهٔ ۵۶۹ ای تازه نهال سایه‌پرور بازآی
  30. شمارهٔ ۵۷۰ ای مرکز نه سپهر اعظم بازآی
  31. شمارهٔ ۵۷۱ همت طلبی، به تربت مجنون آی
  32. شمارهٔ ۵۷۲ ای جان و جهان، جهان و جان همه‌ای
  33. شمارهٔ ۵۷۳ ای عشق، حیات جاودان همه‌ای
  34. شمارهٔ ۵۷۴ ای دوست چرا در دل دیوانه نه ای
  35. شمارهٔ ۵۷۵ عشق آن تو شد، تواش کجا می‌طلبی
  36. شمارهٔ ۵۷۶ هرگز نشدم کام‌ور از مطلوبی
  37. شمارهٔ ۵۷۷ ای آن که کمر به جستن حق بستی
  38. شمارهٔ ۵۷۸ بگذار حدیث جزو و کل در مستی
  39. شمارهٔ ۵۷۹ ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی
  40. شمارهٔ ۵۸۰ رنجورم و خسته‌دل، طبیبان مددی!
  41. شمارهٔ ۵۸۱ از دوری خود، بی پر و بالم کردی
  42. شمارهٔ ۵۸۲ خشنود به مژده وصالم کردی
  43. شمارهٔ ۵۸۳ ناصح به نصیحت چه پی ما گردی؟
  44. شمارهٔ ۵۸۴ خواهی که معزز و مکرم گردی
  45. شمارهٔ ۵۸۵ بد نیز مباش اگر نه خود به گردی
  46. شمارهٔ ۵۸۶ چون باصره در عشق مجازی ماندی
  47. شمارهٔ ۵۸۷ گر زان که خرد بیخودی افزا بودی
  48. شمارهٔ ۵۸۸ گر دونان را دست عطا می‌بودی
  49. شمارهٔ ۵۸۹ ای دل، ستم و جفای مردم دیدی؟
  50. شمارهٔ ۵۹۰ با آن که خبر ز حال زارم داری
  51. شمارهٔ ۵۹۱ ای غم نتوان گرفت هر دم یاری
  52. شمارهٔ ۵۹۲ گر شعر نگویم نه ز شعرم عاری
  53. شمارهٔ ۵۹۳ از عالم اگر عمل نیاید باری
  54. شمارهٔ ۵۹۴ از عشق بگو مقاله‌ای گر داری
  55. شمارهٔ ۵۹۵ در دست، ز صلح کل پشیزی داری
  56. شمارهٔ ۵۹۶ ای عشق، چه بر سرم ز افسون آری
  57. شمارهٔ ۵۹۷ این ره که تو سر کرده‌ای از مغروری
  58. شمارهٔ ۵۹۸ پُر پیش فتاده‌ای، قفایی نخوری
  59. شمارهٔ ۵۹۹ خواهم که به دل، چو عشق، مسکن گیری
  60. شمارهٔ ۶۰۰ هرچند نباشد خبرت از رازی

متن اشعار به نقل از گنجور.