پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

رباعیات

شمارهٔ ۴۴۰

گردون که ز هم نمی‌فتد اجزایش

کو سیل عدم که بر کند از جایش؟

هرگاه که لقمه‌ای گره شد به گلو

ناچار خورند آب بر بالایش

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۴۲هست از بن هر موی، مرا بر تن خویش
  2. شمارهٔ ۴۴۳دارم به دو دست خویش دایم تن خویش
  3. شمارهٔ ۴۴۴خون شد دلم از شنیدن نام وداع
  4. شمارهٔ ۴۴۵پیدا بود از اشک فروهشته شمع
  5. شمارهٔ ۴۴۶بی گریه، بود دیده چو بی باده ایاغ
  6. شمارهٔ ۴۴۷زنهار دم سرد مده سر به چراغ
  7. شمارهٔ ۴۴۸از ماه، چه نور چشم داری در میغ؟
  8. شمارهٔ ۴۴۹ای عمر گرامی به ریا کرده تلف
همه‌ی رباعیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.