پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ امروز بتم طرز دگر می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۶۲ روزی که به صد شبم سحر می‌آید
  3. شمارهٔ ۳۶۳ آن مرغ نه بهر دانه‌ام می‌آید
  4. شمارهٔ ۳۶۴ ای آن که هوس دکانی از بهر تو چید
  5. شمارهٔ ۳۶۵ این عمر که از لطف خداداد رسید
  6. شمارهٔ ۳۶۶ نتوان به خدا به زعم ادراک رسید
  7. شمارهٔ ۳۶۷ از وصل تو ام به دل سروشی نرسید
  8. شمارهٔ ۳۶۸ بی رنج خمار، کس به جامی نرسید
  9. شمارهٔ ۳۶۹ بی رنج سفر، کس به مقامی نرسید
  10. شمارهٔ ۳۷۰ پیوسته درین دایره پهناور
  11. شمارهٔ ۳۷۱ آن را که بود درخور افسر چو گهر
  12. شمارهٔ ۳۷۲ از حادثه گر چرخ شود زیر و زبر
  13. شمارهٔ ۳۷۳ در کوی مجاز هرکه شد راهسپر
  14. شمارهٔ ۳۷۴ از حادثه گر چرخ شود زیر و زبر
  15. شمارهٔ ۳۷۵ از قدر هنر، بی‌هنران را چه خبر؟
  16. شمارهٔ ۳۷۶ ای از تو نظر یافته ارباب نظر
  17. شمارهٔ ۳۷۷ چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار
  18. شمارهٔ ۳۷۸ انسان که طفیل او فلک راست مدار
  19. شمارهٔ ۳۷۹ زردست اگرچه چهره عاشق زار
  20. شمارهٔ ۳۸۰ در گلشن دهر تا خزان است و بهار
  21. شمارهٔ ۳۸۱ تا دیده سرشک لاله‌گون آرد بار
  22. شمارهٔ ۳۸۲ از اصل، ز فرع، فکر دوری‌ست فرار
  23. شمارهٔ ۳۸۳ گر خانه چشم من بود تیره و تار
  24. شمارهٔ ۳۸۴ از درد نکرد دیده‌ام ضعف اظهار
  25. شمارهٔ ۳۸۵ چشم ترم از گریه ندارد آزار
  26. شمارهٔ ۳۸۶ قدسی ز بتان حسرت دیدار مدار
  27. شمارهٔ ۳۸۷ از رنگ نفس، هوس شود رنگین‌تر
  28. شمارهٔ ۳۸۸ در پرده ز محتسب شراب اولی‌تر
  29. شمارهٔ ۳۸۹ ای دوست چنین ز دوست‌داران مگذر
  30. شمارهٔ ۳۹۰ عمر اندک پایی و کار بسیار به سر
  31. شمارهٔ ۳۹۱ پیوسته روم راه چو پرگار به سر
  32. شمارهٔ ۳۹۲ از دولت وصل کس مبادا مهجور
  33. شمارهٔ ۳۹۳ بیچاره خرد به سعی باشد مجبور
  34. شمارهٔ ۳۹۴ از بس که بود چشم خزف بر گوهر
  35. شمارهٔ ۳۹۵ آنم که برون جهد ز کانم گوهر
  36. شمارهٔ ۳۹۶ آمیخته‌ام به خلق، چون شهد به شیر
  37. شمارهٔ ۳۹۷ سیری نپذیرد از هوس نفس دلیر
  38. شمارهٔ ۳۹۸ گوشی طلب از خدای خود پند پذیر
  39. شمارهٔ ۳۹۹ در گوشه مسکنت من زار حقیر
  40. شمارهٔ ۴۰۰ ای محض شکم آمده چون چرخ اثیر
  41. شمارهٔ ۴۰۱ ای فیض تو همچو صبحدم عالمگیر
  42. شمارهٔ ۴۰۲ قدسی همه جا چو نیست سودا درگیر
  43. شمارهٔ ۴۰۳ بر من چو در وصل تو کردند فراز
  44. شمارهٔ ۴۰۴ بر قرص جو خودم بود دست دراز
  45. شمارهٔ ۴۰۵ عشق است که چرخ را برآمد به فراز
  46. شمارهٔ ۴۰۶ نتوان ز قضا گریختن با تک و تاز
  47. شمارهٔ ۴۰۷ خوش نیست زبان رمز را قصه دراز
  48. شمارهٔ ۴۰۸ موجود بود گرچه سراپا عاجز
  49. شمارهٔ ۴۰۹ آن برد گرو که رفت ازین دار به عجز
  50. شمارهٔ ۴۱۰ قدسی، منم و دلی چو آتش همه سوز
  51. شمارهٔ ۴۱۱ قدسی ز تو در قید حجاب است هنوز
  52. شمارهٔ ۴۱۲ قدسی به دلت هوای کام است هنوز
  53. شمارهٔ ۴۱۳ بینم رخ غم، نقاب نگشاده هنوز
  54. شمارهٔ ۴۱۴ شب‌های دراز رفت و خوابی نه هنوز
  55. شمارهٔ ۴۱۵ ای مرغ چمن، عشق ندانی ز هوس
  56. شمارهٔ ۴۱۶ ای خواهش عشقت آرزوی همه کس
  57. شمارهٔ ۴۱۷ پوشیده چو شمع نیست، داند همه کس
  58. شمارهٔ ۴۱۸ از همسفران عشق، چون اهل هوس
  59. شمارهٔ ۴۱۹ از فیض دم شماست پیش همه کس
  60. شمارهٔ ۴۲۰ کو عقل که نفس را کند منع هوس

متن اشعار به نقل از گنجور.