پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ هر لحظه دو چشمم آرزوی تو کنند
  2. شمارهٔ ۳۰۲ آن قوم که با عشق نه از یک جایند
  3. شمارهٔ ۳۰۳ ای آن که کنی سعی در اثبات وجود
  4. شمارهٔ ۳۰۴ در معرفت آن که عشق بر عقل افزود
  5. شمارهٔ ۳۰۵ گر معرفت الله نباشد مقصود
  6. شمارهٔ ۳۰۶ کوچک خرد ار چه زود عاشق نشود
  7. شمارهٔ ۳۰۷ خواهم عدمی که پیش از این داشت وجود
  8. شمارهٔ ۳۰۸ آن را که دل از دو کون آزاد بود
  9. شمارهٔ ۳۰۹ فرزانه به قید شهر و کو بند بود
  10. شمارهٔ ۳۱۰ از نور رخت، سها چو خورشید بود
  11. شمارهٔ ۳۱۱ دل را به دعای تو صد امید بود
  12. شمارهٔ ۳۱۲ در عشق، کسی که نو گرفتار بود
  13. شمارهٔ ۳۱۳ عاشق که مدام محو دلدار بود
  14. شمارهٔ ۳۱۴ تا مهر توام به سینه مستور بود
  15. شمارهٔ ۳۱۵ از سر خدا، نبی سرافراز بود
  16. شمارهٔ ۳۱۶ از اهل کمال خامشی نغز بود
  17. شمارهٔ ۳۱۷ هرچیز که آن وسیله کام بود
  18. شمارهٔ ۳۱۸ شب از تو جدا، کار دلم شیون بود
  19. شمارهٔ ۳۱۹ مردم که ز مردمی نشانش نبود
  20. شمارهٔ ۳۲۰ آن کز طرف خدا موفق نبود
  21. شمارهٔ ۳۲۱ ای بوده در آنچه بوده و هست و بوَد
  22. شمارهٔ ۳۲۲ وردم همه وقت، ماجرای تو بود
  23. شمارهٔ ۳۲۳ آن کش نظر بلند و برجسته بود
  24. شمارهٔ ۳۲۴ در هند که موی سر پسندیده بود
  25. شمارهٔ ۳۲۵ درویش، غنی‌ست گرچه بی‌توشه بود
  26. شمارهٔ ۳۲۶ گر بی تو مرا راه به جایی می‌بود
  27. شمارهٔ ۳۲۷ صاحب‌نظری کز پی دیدار رود
  28. شمارهٔ ۳۲۸ از گفته عقل، شورش من نرود
  29. شمارهٔ ۳۲۹ خونم ز ره نظر به در چون نرود؟
  30. شمارهٔ ۳۳۰ عاشق ز درت به هر هوایی نرود
  31. شمارهٔ ۳۳۱ شوریده عشق اگر غم‌آلود شود
  32. شمارهٔ ۳۳۲ عزمت چه شود به سعی اگر یار شود
  33. شمارهٔ ۳۳۳ از هوش رود چو با تو دل یار شود
  34. شمارهٔ ۳۳۴ از حرف هوس، صدق سخن، لاف شود
  35. شمارهٔ ۳۳۵ گیرم فلکت قرین آمال شود
  36. شمارهٔ ۳۳۶ گر سخت چو سنگ و نرم چون موم شود
  37. شمارهٔ ۳۳۷ هر فرد، به علم، فرد اکبر نشود
  38. شمارهٔ ۳۳۸ بی یاری اکسیر، مِسَت زر نشود
  39. شمارهٔ ۳۳۹ پاکیزه‌سرشت عاجز غم نشود
  40. شمارهٔ ۳۴۰ دنیا مطلوب طالب دین نشود
  41. شمارهٔ ۳۴۱ خواهی که دلت ز دوست آگاه شود
  42. شمارهٔ ۳۴۲ زان پیش که دفتر بقا شسته شود
  43. شمارهٔ ۳۴۳ خود نامه مژده گر گشایی چه شود؟
  44. شمارهٔ ۳۴۴ تا در کف توست دل کی آزاده شود؟
  45. شمارهٔ ۳۴۵ زاهد به بهشت عدن، جا می‌خواهد
  46. شمارهٔ ۳۴۶ آن کو به جهان رضای حق می‌خواهد
  47. شمارهٔ ۳۴۷ عاقل ز جهان فتنه‌آمیز جهد
  48. شمارهٔ ۳۴۸ ای آن که هوس طبع تو را سود دهد
  49. شمارهٔ ۳۴۹ آن قوم که می‌زنند حرف از تجرید
  50. شمارهٔ ۳۵۰ نابینا را عشق کند صاحب دید
  51. شمارهٔ ۳۵۱ چرخم چو ز کشمیر به لاهور کشید
  52. شمارهٔ ۳۵۲ در راه طلب، فتادگی می‌باید
  53. شمارهٔ ۳۵۳ عاقل ز سر کوی تو رسوا آید
  54. شمارهٔ ۳۵۴ هر لحظه مرا قید دگر می‌باید
  55. شمارهٔ ۳۵۵ چون مهر، کمال برشدن می‌باید
  56. شمارهٔ ۳۵۶ یار تو غم اندوخته‌ای می‌باید
  57. شمارهٔ ۳۵۷ در معرکه مردی که ازو کار آید
  58. شمارهٔ ۳۵۸ هرچند تو را عذاب می‌افزاید
  59. شمارهٔ ۳۵۹ زان ره که نسیمش به مه و سال آید
  60. شمارهٔ ۳۶۰ کی عشق برون از دل پر خون آید؟

متن اشعار به نقل از گنجور.