فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ مستغرق حال، قال را نشناسد
- شمارهٔ ۲۴۲ ای عشق، ترا کس به نشان نشناسد
- شمارهٔ ۲۴۳ کی دهر حقیقت گل و خس پرسد
- شمارهٔ ۲۴۴ روزی که حق از چون و چرا میپرسد
- شمارهٔ ۲۴۵ هر ذات مگو به ذات جاوید رسد
- شمارهٔ ۲۴۶ خواری، شرف مردم دانا باشد
- شمارهٔ ۲۴۷ خورشید همین نه ذره پرور باشد
- شمارهٔ ۲۴۸ درویشی جو، گر همه یک دم باشد
- شمارهٔ ۲۴۹ گر زان که همای عشق صیدم باشد
- شمارهٔ ۲۵۰ نازکخاطر، کم آرزو میباشد
- شمارهٔ ۲۵۱ اسباب تعلق همه عارت بخشد
- شمارهٔ ۲۵۲ آخر همه ناوک هدف خواهد شد
- شمارهٔ ۲۵۳ این نفس که فقر کاش پاکش بکشد
- شمارهٔ ۲۵۴ گویند که دستش ز حنا گلگون شد
- شمارهٔ ۲۵۵ با آن که ز تو کار به دلخواه نشد
- شمارهٔ ۲۵۶ آن را که به حق چراغ افروخته شد
- شمارهٔ ۲۵۷ رسوا شدم ای ناله، حجاب تو چه شد
- شمارهٔ ۲۵۸ ای شعله شوق اضطراب تو چه شد
- شمارهٔ ۲۵۹ قدسی دل طاقتآفرین تو چه شد؟
- شمارهٔ ۲۶۰ قدسی چو قرائتش تمنا میشد
- شمارهٔ ۲۶۱ هر شاعر اگر شاعر یکتا میشد
- شمارهٔ ۲۶۲ آسوده ز صید عام کی خواهی شد
- شمارهٔ ۲۶۳ دل را ز هوس، محض کدورت مپسند
- شمارهٔ ۲۶۴ کی چرخ فروغ اختر خود داند؟
- شمارهٔ ۲۶۵ دل گر لمعات اختر خود داند
- شمارهٔ ۲۶۶ از اهل ستم چه در جهان میماند؟
- شمارهٔ ۲۶۷ روزی که به ترکیب تو پرداختهاند
- شمارهٔ ۲۶۸ تا گرد رمد به دیدهام بیختهاند
- شمارهٔ ۲۶۹ قومی که به محض نام انسان شدهاند
- شمارهٔ ۲۷۰ قدسی شب وصل، دل در امّید ببند
- شمارهٔ ۲۷۱ بر سینه خود به عاریت نیش مبند
- شمارهٔ ۲۷۲ بیدردی و بیغمی به هم پیوستند
- شمارهٔ ۲۷۳ چون برق مباش دشمن کشتی چند
- شمارهٔ ۲۷۴ دنیا چه بود، هیچ و در او پوچی چند
- شمارهٔ ۲۷۵ عریان ز لباس معرفت عوری چند
- شمارهٔ ۲۷۶ آنها که دم از گلشن اسرار زدند
- شمارهٔ ۲۷۷ راحتطلبان ذوق فروکش دارند
- شمارهٔ ۲۷۸ جمعیت دهر، جور کیشان دارند
- شمارهٔ ۲۷۹ آن قوم که دین عشقکیشان دارند
- شمارهٔ ۲۸۰ جمعیت سیم و زر لئیمان دارند
- شمارهٔ ۲۸۱ رو، یک جهتان به هر طرف نگذارند
- شمارهٔ ۲۸۲ فردا که حساب خیر و شر میگیرند
- شمارهٔ ۲۸۳ اول به ره عشق خموشت سازند
- شمارهٔ ۲۸۴ مردان همه برگ ترک عالم سازند
- شمارهٔ ۲۸۵ می، خامان را زود ره هوش زند
- شمارهٔ ۲۸۶ حاسد نمکم بر جگر ریش زند
- شمارهٔ ۲۸۷ گویند انسان علم ز هم اندوزند
- شمارهٔ ۲۸۸ نزدیکان را گر چو چراغ افروزند
- شمارهٔ ۲۸۹ آن قوم که دلبسته صورت باشند
- شمارهٔ ۲۹۰ این خلق مجازی نه ز اهل هوشند
- شمارهٔ ۲۹۱ آن کس که به ذکر محضت ارشاد کند
- شمارهٔ ۲۹۲ آن را که خدا به بندگی یاد کند
- شمارهٔ ۲۹۳ گاهم به وصال، دل ز غم فرد کند
- شمارهٔ ۲۹۴ هرکس که سخن ز قدر و مقدار کند
- شمارهٔ ۲۹۵ پیوسته فلک تهیه نیش کند
- شمارهٔ ۲۹۶ آن قوم که بر خوان سخاوت نمکند
- شمارهٔ ۲۹۷ با نام هنر به دهر، کس سر نکند
- شمارهٔ ۲۹۸ جاهل را چرخ، بخت روشن نکند
- شمارهٔ ۲۹۹ از عشق دلی که دیده دوزد چه کند
- شمارهٔ ۳۰۰ تن داده دلم به بینوایی، چه کند
متن اشعار به نقل از گنجور.