پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ننمود ز جیب آسمان، سینه صبح
  2. شمارهٔ ۱۸۲ کرد آن که کشید طرح دنیای فراخ
  3. شمارهٔ ۱۸۳ گفتی که به جز حیله نباشد فن چرخ
  4. شمارهٔ ۱۸۴ بگزیده و نگزیده درین باغ مراد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ تا کار دلت به خواهش نفس افتاد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ تا شاهد حسن تو ز رخ پرده گشاد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ کشمیر که با بهشت هم‌چشم افتاد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ تا علم بود، پیشه کس جهل مباد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ شاه آلو را به نیک و بد نتوان داد
  10. شمارهٔ ۱۹۰ از باده عشق، هرکه بیهوش افتد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ گر کار به رندان قدح‌نوش افتد
  12. شمارهٔ ۱۹۲ آن را که دلش به شادی از راه افتد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ گه کار به عشق دلبرت می‌افتد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ وصل چو تویی در آرزو کی گنجد؟
  15. شمارهٔ ۱۹۵ زرّاق کجا گرد حقیقت گردد؟
  16. شمارهٔ ۱۹۶ هر کام که در جهان میسر گردد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ مگذار گره به کار ما برگردد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ بی ظرف مباد گرد ساغر گردد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ هجر تو برآورد ز امیدم گرد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ در وادی عشق، مرد می‌باید، مرد
  21. شمارهٔ ۲۰۱ گردون خود را گرچه سخی پندارد
  22. شمارهٔ ۲۰۲ آن کس که وطن به چرخ اعلا دارد
  23. شمارهٔ ۲۰۳ آن را که فلک به دوستی بردارد
  24. شمارهٔ ۲۰۴ گر باد صبا پای ز جا بردارد
  25. شمارهٔ ۲۰۵ مه ساغر بی‌شراب بر کف دارد
  26. شمارهٔ ۲۰۶ زین دجله که طوفان به سر پل دارد
  27. شمارهٔ ۲۰۷ بر فرّ هما، لبم تبسم دارد
  28. شمارهٔ ۲۰۸ دامان مرا اشک، پر انجم دارد
  29. شمارهٔ ۲۰۹ چون آب روان نیارمیدن دارد
  30. شمارهٔ ۲۱۰ هر گوشه، خرابات تو مستی دارد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ در زشت و نکو، زمانه دستی دارد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ با جوهر ذات، هرکه یاری دارد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ گشت چمن از گل، که فراغی دارد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ عاقل به درش ز دل سراغی دارد
  35. شمارهٔ ۲۱۵ هر ذره به مهرت دل گرمی دارد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ کو عشق که عُجب خودپرستی ببرد؟
  37. شمارهٔ ۲۱۷ قدسی که غم عشق تو بنیادش برد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ هر چیز که از کون و مکان می‌گذرد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ بد کرد زبانم و بد بی حد کرد
  40. شمارهٔ ۲۲۰ جز شرع رسول هرکه راهی سر کرد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ گر از دل تو غمی تراوش می‌کرد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ غم‌دیده، فریب سور عالم نخورد
  43. شمارهٔ ۲۲۳ هر صبح، فلک کم هر اختر گیرد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ هرکس که پی بخت سیاهش گیرد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ چون طبع خرد غباری از من گیرد
  46. شمارهٔ ۲۲۶ جز مسکن خویش هر که جایی گیرد
  47. شمارهٔ ۲۲۷ هرکس دل خود وقف محبت سازد
  48. شمارهٔ ۲۲۸ دل پیش ز دردم از قرار اندازد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ چرخ آب همیشه زیر کاه اندازد
  50. شمارهٔ ۲۳۰ گلگشت چمن با فقرا کی سازد؟
  51. شمارهٔ ۲۳۱ گردون که بد و نیک رقم می‌سازد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ تنها نه دلم به دیده تر نازد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ ای غم، رگ ما نیشتری می‌ارزد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ در هر کاری مشقتی بوده و مزد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ دایم ز دلم نوای ماتم خیزد
  56. شمارهٔ ۲۳۶ افتاده عشق، کی ز جا برخیزد
  57. شمارهٔ ۲۳۷ از سینه مرا نفس دژم می‌خیزد
  58. شمارهٔ ۲۳۸ واعظ، نفست ز می خمار انگیزد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ کو عشق که اهل درد را بشناسد؟
  60. شمارهٔ ۲۴۰ کو مرد که هم نبرد را بشناسد؟

متن اشعار به نقل از گنجور.