فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۱ سزد که خرده جان را کند نثار سپند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۲ چه دیده است در آن آتشین عذار سپند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۳ فسردگان که طلسم وجود نشکستند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۴ خوش آن کسان که دردل برآرزو بستند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۵ سحر که چهره خورشید را به خون شستند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۶ هزار نقش مخالف به کار ما کردند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۷ سبکروان که طلبکار یار می گردند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۸ اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
- غزل شمارهٔ ۳۹۰۹ کسان که جانب هم را نگه می دارند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۰ سمنبران که به لب آبدار چون گهرند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۱ به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۲ سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۳ خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۴ مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۵ سخنوران که درین بوستان نوا سازند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۶ خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۷ درین ریاض دلی را که آب میسازند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۸ چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
- غزل شمارهٔ ۳۹۱۹ چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۰ ز خود برآمدگان رستگار می باشند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۱ در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۲ ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۳ چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۴ چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۵ بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۶ دلی که آتش روی تواش کباب کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۷ چو در پیاله رنجش می عتاب کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۸ ز درد چهره محال است مرد زرد کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۲۹ فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۰ چو عشق دشمن جان شد حذر چه کار کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۱ اگر نه چشم من آن دلنواز باز کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۲ جمال را نگه تلخ او جلال کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۳ اجل چه کار به جانهای با کمال کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۴ به هر چمن قد موزون او خرام کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۵ نقاب چهره چو آن زلف مشکفام کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۶ لبش به خنده دل غنچه را دونیم کن
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۷ نسیم صبح به آن طره دوتا چه کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۸ سخن به مردم افسرده دل اثر چه کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۳۹ بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۰ اگر به قامت رعنای او نظاره کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۱ دماغ سوختگان را شراب تازه کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۲ کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۳ کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۴ سپهر نیک وبد از یکدگر جدا نکند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۵ سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۶ خوشا کسی که به دامان خود قدم شکند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۷ مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۸ ترانه های جهان گرچه مختلف رنگند
- غزل شمارهٔ ۳۹۴۹ ز دل نگشت مرا آه سینه تاب بلند
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۰ سپند خال لبت آتشین عذارانند
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۱ نظر لباس پرستان به مال و جاه کنند
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۲ خوش آن کسان که به منت نظر جلا ندهند
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۳ به هر فسرده لب خشک وچشم تر ندهند
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۴ مکن ملاحظه ازآهم ای بهشت وجود
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۵ خطی که گرد رخ او ز مشک ناب بود
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۶ حقوق خدمت اگر در حساب خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۷ ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۸ مرا که بستگی قفل از کلید بود
- غزل شمارهٔ ۳۹۵۹ فروغ ماه محال است پایدار بود
- غزل شمارهٔ ۳۹۶۰ عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود
متن اشعار به نقل از گنجور.