پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲۱

در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند

چه دولتی است که مارا همان به ما بخشند

سعادت ازلی جو که در گذر باشد

سعادتی که ز بال وپر هما بخشند

فریب جودفرومایگان مخور زنهار

که می کنند ترا خرج تا عطا بخشند

هزار پیرهن گل به خار بخشند

چه می شود دل صدپاره ای به ما بخشیدند

مکن ز بخت شکایت که می شود خودبین

به پشت آینه چون رو اگر صفا بخشند

دهند اگر به تو دربسته خلد چندان نیست

که گوشه ای به تو از عالم رضا بخشند

اگر به تنگدلی همچو غنچه صبر کنی

ترا هم از گره خود گرهگشا بخشند

فلک چو مهره مومین بود به فرمانش

به هر که قوت سرپنجه دعا بخشند

تن سفالی خود را بهم شکن صائب

که در عوض به تو جام جهان نما بخشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۲۳چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۲۴چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۲۵بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۲۶دلی که آتش روی تواش کباب کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۲۷چو در پیاله رنجش می عتاب کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲۸ز درد چهره محال است مرد زرد کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲۹فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۳۰چو عشق دشمن جان شد حذر چه کار کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.