پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲۵

بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند

کجا ز ساغرومینا شراب می نوشند

چه تشنه اند به خون حجاب خوبانی

که باده شراب در اثنای خواب می نوشند

ز خواب مستی آن چشمه ها یکی صد شد

به خواب تشنه لبان دایم آب می نوشند

چه کشوری است محبت که خاکسارانش

ز کاسه سرگردون شراب می نوشند

دل سیاه درونان نمیشودروشن

اگر می از قدح آفتاب می نوشند

رسیده اند به سرچشمه رضاجمعی

که آب تلخ به جای گلاب می نوشند

مسافران توکل به ساغر لب خشک

زلال خضر ز بحر سراب می نوشند

مگر ز روز حسابند بیخبر صائب

جماعتی که می بی حساب می نوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۲۷چو در پیاله رنجش می عتاب کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۲۸ز درد چهره محال است مرد زرد کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۲۹فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۳۰چو عشق دشمن جان شد حذر چه کار کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۳۱اگر نه چشم من آن دلنواز باز کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۳۲جمال را نگه تلخ او جلال کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳۳اجل چه کار به جانهای با کمال کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۳۴به هر چمن قد موزون او خرام کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.