پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۳۲

جمال را نگه تلخ او جلال کند

حرام را لب میگون او حلال کند

زبان برگ گل از خون گرم بلبل سوخت

نه خون ماست که هر خار پایمال کند

خم سپهر نیاورد تاب باده عشق

دل شکسته چه مقدار احتمال کند

بر آن نهال رعونت به برگ کاهی نیست

گداز غیرت اگر سرو را خلال کند

شکسته است ز بس استخوان من ترسم

که همچو سایه هما را شکسته بال کند

سراب تشنه لبی را غبار منت نیست

فرو رود به زمین به که کس سؤال کند

سماع اختر وچرخ فلک ز ناله ماست

ز جوش فاختگان سرو وجد و حال کند

روان تیره من آب خویش را صائب

مگر به لنگر استادگی زلال کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۳۴به هر چمن قد موزون او خرام کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۳۵نقاب چهره چو آن زلف مشکفام کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۳۶لبش به خنده دل غنچه را دونیم کن
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۳۷نسیم صبح به آن طره دوتا چه کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۳۸سخن به مردم افسرده دل اثر چه کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۳۹بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۴۰اگر به قامت رعنای او نظاره کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۴۱دماغ سوختگان را شراب تازه کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.