پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۳۷

نسیم صبح به آن طره دوتا چه کند

به صدهزار گره یک گرهگشا چه کند

ز تیغ برق دل ابر چاک چاک شده است

به حسن شوخ سپرداری حیا چه کند

طلا ز صحبت اکسیر بی نیاز یود

سعادت ازلی سایه هما چه کند

نمی توان به دو بیگانه بود زیر فلک

دل رمیده به یک شهر آشنا چه کند

عنان کشتی دل را به دست غم دادیم

به چار موجه تقدیر ناخدا چه کند

درین زمانه که زاغان شکرشکن شده اند

به استخوان نکند زندگی هما چه کند

ز سنگ ناوک ابرام برنمیگردد

صلابت سخن سخت با گدا چه کند

گره ز غنچه پیکان شود به آتش باز

به عقده دل ماناخن صبا چه کند

نوشت روزی مارا به پاره دل ما

سپهر سفله دگر بیش ازین سخا چه کند

ز چشم منتظران ره سفید گردیده است

نسیم پیرهن مصر رهنما چه کند

نشد حریف فلک چون به دشمنی صائب

نهاد بردل خوددست تاخداچه کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۳۹بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۴۰اگر به قامت رعنای او نظاره کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۴۱دماغ سوختگان را شراب تازه کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۴۲کجا مرا می گلگون دماغ تازه کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۴۳کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۴۴سپهر نیک وبد از یکدگر جدا نکند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۴۵سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۴۶خوشا کسی که به دامان خود قدم شکند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.