پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۴۱

دماغ سوختگان را شراب تازه کند

زمین تشنه جگر را سحاب تازه کند

ستاره سوختگان باغ دلگشای همند

که مغز سوخته بوی کباب تازه کند

اگر بهار کند سبز تخم سوخته را

دماغ خشک مرا هم شراب تازه کند

ازان خموش نگردد چراغ در شب تار

که داغ روشنی آفتاب تازه کند

ز یادگار شود زخم ماتمی ناسور

که داغ رفتن گل را گلاب تازه کند

نقاب تشنه دیدار را کند بیتاب

که داغ تشنه لبان را سراب تازه کند

نسوخته است ز سودای او چنان صائب

که مغز خشک مرا ماهتاب تازه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۴۳کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۴۴سپهر نیک وبد از یکدگر جدا نکند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۴۵سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۴۶خوشا کسی که به دامان خود قدم شکند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۴۷مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۴۸ترانه های جهان گرچه مختلف رنگند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۴۹ز دل نگشت مرا آه سینه تاب بلند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۵۰سپند خال لبت آتشین عذارانند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.