پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲۷

چو در پیاله رنجش می عتاب کند

پیاله روترش از تلخی شراب کند

نسیم بی ادب امروز تند می آید

مباد رخنه در آن غنچه نقاب کند

رخش ز باده فروزان شدآفتاب کجاست

که بهر خرمن خود برق انتخاب کند

ز سوزعشق رگ وریشه ام چنان گرم است

که برق راخس وخاشاک من کباب کند

غبار خاطر من گربه گریه آمیزد

چه خاکها که نه در کاسه حباب کند

فروغ عقل شود محو چون ستاره صبح

چوآفتاب قدح پای در رکاب کند

بس است شوربرآمدزجان مخموران

تبسم تو نمک چند در شراب کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۲۹فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۳۰چو عشق دشمن جان شد حذر چه کار کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۳۱اگر نه چشم من آن دلنواز باز کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۳۲جمال را نگه تلخ او جلال کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۳۳اجل چه کار به جانهای با کمال کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۳۴به هر چمن قد موزون او خرام کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳۵نقاب چهره چو آن زلف مشکفام کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۳۶لبش به خنده دل غنچه را دونیم کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.