پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۲۲

ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند

ازان به است که صد گنج پرگهر بخشند

مکن سئوال اگر چون صدف ترا زین بحر

به هر گشودن لب دامن گهر بخشند

به ماه نولب نان بی شفق نداد فلک

تو کیستی که ترا نان بی جگر بخشند

به تنگنای فلک با شکستگی خوش باش

شکنجه ای است که دربیضه بال وپر بخشند

جماعتی به کمر همچو نی سزاوارند

که در شکستگی خویشتن شکر بخشند

سرمن وقدم آن سبکروان که چو گل

به دشمن سرخودبی دریغ زر بخشند

گره زنند به دامن چو مردمک قدمش

به هر که بال سیر چون نطر بخشند

به وادیی که کند خضر توشه از دل خویش

گمان مبرکه ترا توشه سفر بخشند

درین ریاض اگر مصرعی کنی موزون

چوسرواز گره دل ترا ثمر بخشند

ز موج بحر شکایت مکن که همچو حباب

به هر شکست ترا عالم دگر بخشند

شده است موج به بحر از شکستگی غالب

شکسته باش چوخواهی ترا ظفر بخشند

ز خشک مغزی این منعمان عجب دارم

که خون مرده خودرا به نیشتر بخشند

ز ابرزحمت دریا چه کم شود صائب

که قطره ای به من آتشین جگر بخشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۲۴چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۲۵بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۲۶دلی که آتش روی تواش کباب کند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۲۷چو در پیاله رنجش می عتاب کند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۲۸ز درد چهره محال است مرد زرد کند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲۹فغان چه با دل سنگین آن نگار کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳۰چو عشق دشمن جان شد حذر چه کار کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۳۱اگر نه چشم من آن دلنواز باز کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.