پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰۵

سحر که چهره خورشید را به خون شستند

گلیم بخت من از آب نیلگون شستند

رخ از غبار تعلق چو آفتاب بشوی

که گرد پنبه حلاج را به خون شستند

صباح روز قیامت چه سرخ رو باشند

کسان که رو به قدحهای لاله گون شستند

خبر کبوتر چاه ذقن به بابل برد

تمام بابلیان دست از فسون شستند

به هم پیاله ومینا یکی شدند امشب

ز کاسه سر من عقل ذوفنون شستند

سخن ز طبع تو صائب گرفت قیمت وقدر

جبین شعر به آب گهر کنون شستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۰۷سبکروان که طلبکار یار می گردند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۰۸اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۰۹کسان که جانب هم را نگه می دارند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱۰سمنبران که به لب آبدار چون گهرند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱۱به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱۲سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۱۳خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱۴مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.