پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۱۲

سبکروان ز غم روزگار بیخبرند

چو دامن فلک از زخم خار بیخبرند

جهان به دیده روشندلان نمی آید

ستاره های فلک از غبار بیخبرند

جماعتی که نفس ناشمرده خرج کنند

ز خرده گیری روز شمار بیخبرند

درون پرده گروهی که باده می نوشند

ز پرده سوزی صبح خمار بیخبرند

جماعتی که به جمعیت جهان شادند

ز سنگ تفرقه روزگار بیخبرند

درین بساط چو آیینه سیه پردازان

ز نقش نیک وبد روزگار بیخبرند

فکنده اند گروهی که در جهان لنگر

ز خوش عنانی لیل ونهار بیخبرند

چه نعمتی است که این دیده های کوته بین

ز حسن عاقبت انتظار بیخبرند

ز روی تازه فصل بهار سوختگان

چو لاله از جگر داغدار بیخبرند

چو سرو مردم آزاده در جهان صائب

ز انقلاب خزان وبهار بیخبرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۱۴مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱۵سخنوران که درین بوستان نوا سازند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۱۶خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱۷درین ریاض دلی را که آب می‌سازند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱۸چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱۹چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲۰ز خود برآمدگان رستگار می باشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۲۱در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.