پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۱۵

سخنوران که درین بوستان نوا سازند

کباب یکدگر از شعله های آوازند

مبین به چشم حقارت شکسته بالان را

که در گرفتن عبرت هزار شهبازند

چگونه کاسه پرزهر مرگ را نوشند

جماعتی که بدآموز نعمت ونازند

شوندکامروا چون دعای دامن شب

جماعتی که مشکین خطان نظربازند

هلاک کنج لب وگوشه های آن چشمم

که دلپذیر تر از گوشه های شیرازند

ز رفتگان ره دشوار مرگ شد آسان

گذشتگان پل این سیل خانه پردازند

نمی رسند به معراج گفتگو صائب

جماعتی که به دعوی بلند پروازند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۱۷درین ریاض دلی را که آب می‌سازند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱۸چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۱۹چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۲۰ز خود برآمدگان رستگار می باشند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۲۱در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲۲ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲۳چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۲۴چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.