پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۱۹

چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند

به جوی شیر چو طفلان چرا شوی خرسند

ز ماه مصر به زندان چاه ساخته ای

اگر به هر دو جهان از خدا شوی خرسند

مباد همچو سکندر درین تماشاگاه

به آبگینه ز آب بقا شوی خرسند

سعادت ازلی بی حجاب می تابد

چرا به سایه بال هما شوی خرسند

بهشت نسیه خود نقد می توانی کرد

ز خلد اگر به مقام رضا شوی خرسند

ز هر شکست ترا شهپری دهند چوموج

اگر به حکم روان قضا شوی خرسند

به آشنایی بیگانگان برآمده ای

تو آن نه ای که به یک آشنا شوی خرسند

بلنددار نظر را مباد چون نرگس

ز چشم خود به همین پیش پا شوی خرسند

ز شش جهت در روزی ترا گشاده شود

اگرزعشق به درد وبلا شوی خرسند

به خواب ناز روی همچو چشم قربانی

اگر به خاطر بی مدعا شوی خرسند

علم شوی به طراوت چو نرگس بیمار

به درد خویش اگر از دوا شوی خرسند

ز فکر رزق پریشان نمی شوی صائب

اگر به پاره دل از غذاشوی خرسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۲۱در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۲۲ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۲۳چه نعمتی است به من قرب آن دهن بخشند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۲۴چگونه باده عرفان جماعتی نوشند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۲۵بتان که خون شهیدان چو آب می نوشند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲۶دلی که آتش روی تواش کباب کند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲۷چو در پیاله رنجش می عتاب کند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۲۸ز درد چهره محال است مرد زرد کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.