پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۱۳

خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند

ز جوش فکر می ارغوان یکدگرند

نمی زنند به سنگ شکست گوهر هم

پی رواج متاع دکان یکدیگرند

حباب وار ندارند چشم بر کوثر

ز شعر های تر آب روان یکدیگرند

زنند بر سر هم گل ز مصرع رنگین

ز فکر تازه گل بوستان یکدیگرند

سخن تراش چو گردند تیغ الماسند

زند چو طبع به کندی فسان یکدیگرند

ز خوان رزق به یک رنگ چشم دوخته اند

چو داغ لاله به خون میهمان یکدیگرند

چه احتیاج به گلزار غنچه خسبان را

که از گشاد جبین گلستان یکدیگرند

یکی است گرمی گفتار ما و پروانه

که از بلندی طبع آسمان یکدیگرند

یکی است گرمی گفتار ما وپروانه

چو شمع سوخته جانان زبان یکدیگرند

در آمدم چو به مجلس سپند جای نمود

ستاره سوختگان قدردان یکدیگرند

بغیر صائب و معصوم نکته سنج وکلیم

دگر که ز اهل سخن مهربان یکدیگرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۱۵سخنوران که درین بوستان نوا سازند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱۶خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۱۷درین ریاض دلی را که آب می‌سازند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱۸چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱۹چرا به خلدبرین از خدا شوی خرسند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲۰ز خود برآمدگان رستگار می باشند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲۱در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۲۲ترا ز عالم عبرت اگر نظر بخشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.