پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰۶

هزار نقش مخالف به کار ما کردند

چها به آینه بی غبار ما کردند

به این بهانه که خاری برآورند از دل

هزار زخم نمایان به کار ما کردند

شد از خرابی ما سیل ناامید آن روز

که خاکساری ما را حصار ما کردند

شده است دامن ما همچو دامن کهسار

ز بس که سنگ ملامت به کار ما کردند

هنوز دیده روحانیان گهرریزست

ازان نظر که به مشت غبار ما کردند

به چشم همت ما چون دو قطره اشک است

اگر چه نقد دو عالم نثار ما کردند

نظاره گل شب بوی فیض را صائب

نصیب دیده شب زنده دار ما کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۰۸اگر ز چهره داغم نقاب بردارند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۰۹کسان که جانب هم را نگه می دارند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۱۰سمنبران که به لب آبدار چون گهرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱۱به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱۲سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱۳خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۱۴مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱۵سخنوران که درین بوستان نوا سازند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.