پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰۸

اگر ز چهره داغم نقاب بردارند

جهانیان نظر از آفتاب بردارند

چنان مکن که به حال خودت گذارد عشق

نه دوستی است که دست از کباب بردارند

ز چشم شور تماشاییان مشو غافل

که رنگ نشأه ز روی شراب بردارند

ز شرم وصل شدم آب دوستان چه شدند

که نخل موم من از آفتاب بردارند

اگر به مجلس روحانیان رسی صائب

بگو که قسمت ما را شراب بردارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۱۰سمنبران که به لب آبدار چون گهرند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱۱به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۱۲سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱۳خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱۴مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱۵سخنوران که درین بوستان نوا سازند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۱۶خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱۷درین ریاض دلی را که آب می‌سازند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.