پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۰۹

کسان که جانب هم را نگه می دارند

در آفتاب قیامت پناه می دارند

هر آنچه قابل دلبستگی است پاکدلان

به تیغ قطع تعلق نگاه می دارند

گره ز کار گروهی گشاده گردد زود

که چون حباب سر بی کلاه می دارند

جماعتی که ز روز حساب آگاهند

نفس شمرده تر از صبحگاه می دارند

ز نامه سیه خویش نیستم نومید

امید بیش به ابر سیاه می دارند

ز خار وخس گل بی خار می رسد به نسیم

سبکروان چه از غم از خار راه می دارند

بر آن گروه حلال است لاف خودداری

که از جمال تو پاس نگاه می دارند

به هیچ عذر ندارند حاجتی صائب

جماعتی که حجاب از گناه می دارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۱۱به بحر چون صدف آنان که گوش هوش برند
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱۲سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۱۳خوش آن گروه که مست بیان یکدیگرند
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱۴مرا اگر چه کم از خاک راه می گیرند
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱۵سخنوران که درین بوستان نوا سازند
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱۶خوش آن گروه که تن راز عشق جان سازند
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۱۷درین ریاض دلی را که آب می‌سازند
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱۸چو حلقه بر در دل شوق اصفهان بزند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.