پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۵۵

خطی که گرد رخ او ز مشک ناب بود

یکی ز حلقه بگوشانش آفتاب بود

به خواب نازندیده است دولت بیدار

گشایشی که در آن چشم نیمخواب بود

چنین که سنگدل افتاده کوه تمکینت

عجب که ناله عشاق را جواب بود

شراب تلخ ز شیرین بود گواراتر

ز لطف بیش مرا چشم برعتاب بود

ز علم رسم دل خویش ساده که کتاب

به چشم زنده دلان پرده های خواب بود

ز روشنایی دل ظلمت است قسمت نفس

سیاه روزی خفاش از آفتاب بود

فریب جلوه دنیا مخور ز بی بصری

که غول تشنه لبان موجه سراب بود

به سعی خویش بودغره از سیاه دلی

اگر چه بال و پرسایه ز آفتاب بود

شمرده نه قدم خویش تا رسی به مراد

که دوری ره نزدیک از شتاب بود

ز روشنایی دل خواب شد به چشمم تلخ

نمک به دیده روزن ز ماهتاب بود

ز برگ عیش دگرها شوند اگر خوشوقت

حضور صائب از اندیشه صواب بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۵۷ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۵۸مرا که بستگی قفل از کلید بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۵۹فروغ ماه محال است پایدار بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۶۰عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۶۱ز خانه مست برون آن نگار آمده بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۶۲اگر چه روی من از درد زعفرانی بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۶۳اسیر جبه ودستار چند خواهی بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۶۴اگر چه دیده به خواب از صدای آب رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.