پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶۰

عرق به پاکی گوهر کجا چو باده بود

حرامزاده کجا چون حلالزاده بود

حضور دل نشود با گشاده رویی جمع

که شاهراه حوادث در گشاده بود

شود به عالم صورت روان هر که اسیر

چو آب آینه پیوسته ایستاده بود

کف گشاده محال است زیر دست شود

که گل به شاخ سوارست اگر پیاده بود

چنان که خانه ز گلجام می شود روشن

صفای خانه دلها ز جام باده بود

حضور اگر طلبی بی اراده شو صائب

که آرمیده بود هرکه بی اراده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶۲اگر چه روی من از درد زعفرانی بود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۶۳اسیر جبه ودستار چند خواهی بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۶۴اگر چه دیده به خواب از صدای آب رود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۶۵خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۶۶به گریه نقطه خال تو از نظر نرود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۶۷به چاره سوز محبت ز جان برون نرود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۶۸به تیغ از سر بی مغز آرزو نرود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۶۹مباد اهل عمل بیخود از شراب شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.