پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶۷

به چاره سوز محبت ز جان برون نرود

تبی است عشق که از استخوان برون نرود

کنون که شاخ گل از پای تابه سر گوش است

ز ضعف ناله ام از آشیان برون نرود

ز قد خم به ره راست دل قدم ننهاد

کجی ز تیر به زور کمان برون نرود

درازدستی رهزن چه می تواند کرد

ز راه راست اگر کاروان برون نرود

چه گل توان ز تماشای گلعذاران چید

به گلشنی که ازو باغبان برون نرود

توان به بوی گل از خار خشک گل چیدن

ز باغ بلبل ما در خزان برون نرود

شده است خاک چمن سرمه ای ز سایه زاغ

چگونه بلبل ازین گلستان برون نرود

همیشه درد به عضو ضعیف می ریزد

که پیچ وتاب ز موی میان برون نرود

به زور درد دل جسته است هیهات است

که تیر آه من از آسمان برون نرود

در آن حریم که صائب سخن شناسی نیست

بهوش باش که حرف از دهان برون نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶۹مباد اهل عمل بیخود از شراب شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷۰ز اتحاد کجا عشق کامیاب شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۷۱رخ تو در دل شبها اگر سفید شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۷۲کسی که کشته آن تیغ آبدار شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۷۳دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۷۴اگر کسی متوسل به چاره ساز شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۷۵سری که خالی از اندیشه محال شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷۶غبار معصیت از عفو پایمال شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.