پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۷۴

اگر کسی متوسل به چاره ساز شود

هم از طبیب و هم از چاره بی نیاز شود

هلال سعی کند در کمال خود غافل

که چون تمام شود بوته گداز شود

دهن به ابر گهربار باز کن که صدف

به لب گشودنی از بحر بی نیاز شود

شمار آه به مقدار عقده های دل است

به قدر دانه زبان خوشه را دراز شود

مرا دلی است ز صبح وصال روشنتر

چگونه سینه من پرده پوش راز شود

کشیده دار عنان سخن که همچون شمع

زبان دراز چو گردید خرج گاز شود

به طوف کعبه رود بت در آستین صائب

کسی که با خودی خویش در نماز شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۷۶غبار معصیت از عفو پایمال شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷۷گرسنه چشم کجا سیر از نوال شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۷۸سخن بجا چو بود رتبه اش زیاده شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۷۹چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۸۰شکوه بحر ز امواج آشکاره شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۸۱به چشم شوخ رگ خواب تازیانه شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۸۲اسیر عشق تو دلتنگ از الم نشود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۸۳ز وصل شوق دل داغدار کم نشود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.