پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۷۶

غبار معصیت از عفو پایمال شود

چو سیل واصل دریا شود زلال شود

درین بساط که نعمت ز هم نمی گسلد

ادای شکر کسی می کندکه لال شود

چو شمع خودسرخودمی خورم ز غیرت عشق

چرا به گردن او خون من وبال شود

دلی چو نافه پر از خون گرم می باید

کجا به خرقه پشمین کس اهل حال شود

مباش غره به خوبی که دور چون برگشت

به یک دوهفته مه چارده هلال شود

سبکروان به فتادن ز پای ننشینند

شکست شهپر موج شکسته بال شود

جدا ازان لب میگون اگر شراب خورم

حباب در قدحم عقده ملال شود

غبار خاطرآن تیغ می شود صائب

اگر چوآب گهرخون من زلال شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۷۸سخن بجا چو بود رتبه اش زیاده شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷۹چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۸۰شکوه بحر ز امواج آشکاره شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۸۱به چشم شوخ رگ خواب تازیانه شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۸۲اسیر عشق تو دلتنگ از الم نشود
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۸۳ز وصل شوق دل داغدار کم نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۸۴خوش آن زمان که در آیی ز در شراب آلود
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۸۵سواد شب دل شب زنده دار می خواهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.